
مدتهاست که دیگر کسی یادی از رضا نمی کند همه اونهایی که روزی از دوستان و همکاران نزدیک رضا بودند حتی خود من !
البته من چند وقتی است که می خوام بیام اینجا و مطلبی رو به یاد رضا بنویسم و خاطره اش رو زنده نگه دارم اما روزمرگی های بیخود زندگی این فرصت رو می گیره الکی خودمون درگیر کارهای پوچ و تکراری کردیم و سعی نمکنیم از زندگی و سرنوشت دیگران درس بگیریم.
مطلبی را از وبلاگ زمان صفر در زیر می آورم به یاد رضا سرابی که الان یش خداست:
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

الو سلام
منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
الو .... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست .
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:17  توسط فردین.ط
|

جمعه ششم شهریورماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت چهل روز از پرواز دو پرنده عاشق می گذرد و همچنان غم فراقشان دلهای ما را اندوهگین می نماید.
در زیر متن کارت دعوت چهلم رضا را می آورم:
هوالباقی
عاشق عباس (ع) پورحیدریم جرعه نوشان بسوی دلبریم
چه زود گذشت چهل روز از فقدان عزیزانمان و ما با دلهای غمگین از این فراق اربعین آنان را در حالی به سوگ می نشینیم که در ماه سراسر رحمت الهی قرار گرفته ایم .
اکنون این دو عزیز سفر کرده که جانشان مزین به درجه خادم العباسی شده است و در این ایام مبارک ادب و معرفت را از ارباب خود ابالفضل العباس (ع) به محضر رب الارباب هدیه برده امید آن داریم که این هدیه بهانه ای باشد تا جامی از شراب کوثر فاطمی بدست با کفایت و ید الهی صاحب و ساقی آن نوشیده و روحشان با طهارت و شدت وجودی کامل به لقای حضرت بهشت آفرین نائل شوند.
خدا رحمتشان کند
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 17:27  توسط فردین.ط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 18:21  توسط فردین.ط
|
عجب رسميه رسم زمونه

تصویر مربوط به جشن میلاد امام رضا علیه السلام در تحریریه اخبار چند رسانه ای
عجب رسميه رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه
ميرن آدما از اونا فقط خاطرههاشون به جا مي مونه
عین الهی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:36  توسط فردین.ط
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:2  توسط فردین.ط
کل نفس ذائقه الموت
...شايد تنها كلامي كه درغم عزيزان و دوستان به ما آرامش می دهد همين جمله باشد كه هر نفسی مرگ را می چشد و هر كس كه روى زمين هست عاقبت فانى مى شود
روز چهار شنبه صبح درحال آماده شدن براي رفتن به محل كار خود بودم كه يكي از همكاران زنگ زد و گفت كه آقای سرابي تصادف كرده و مي خواهيم به منزلش برويم و از من خواست سريع به محل كاربروم تلفن را قطع كردم و به سرعت از منزل خارج شدم .
اميدوار بودم تصادفش جزئي باشد و صدمه زيادي نديده باشد ولي دلشوره اي خاص داشتم به طوري كه نتوانستم رانندگي كنم و بدون ماشين به سمت محل كارحركت كردم در طول راه در اين فكر بودم نكند براي رضا اتفاقي افتاده باشد.
هنگامی که سوار تاكسي بودم كلي نذر ونياز برايش كردم و به سرعت به اداره آمدم هنگامي كه به طبقه چهارم ساختمان شيشه اي رسيدم و عكس رضا را بر ديوار ديدم قلبم فرو ريخت به شدت منقلب شدم
بر روي پايم نمي توانستم بايستم به سمت ديوار رفتم و به آن تكيه دادم برايم باور كردني نبود كسي كه سه روز پيش باهم كلي صحبت كرده بوديم و از تصميمش براي تغيير منزل مسكوني و برنامه هايش در آینده گفته بود اكنون ديگر درجمع ما نيست . به تحريره آمدم همه ناراحت و ....
لطفا بقيه اين نوشته را در ادامه مطلب بخوانيد .
محمدمهدي مومني ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 13:23  توسط فردین.ط

مرگ آينه هستى است، نشانگر حضور ماست، اگر چه اين حضور كوتاه است. اما در باره مرگ همچون يك حادثه نميتوان سخن گفت، زيرا مرگ يك حادثه نيست. حادثه ميتواند اتفاق بيفتد يا نيفتد.
اما مرگ دير يا زود می آيد، در آمدنش ترديدى نميتوان داشت. هايدگر به درستى ميگويد كه مرگ يك پديده است و نه يك حادثه.
نوشتن در باره مرگ كار سادهاى نيست. زبان در آستانه مرگ ميايستد، از آن فراتر نميرود . مرگ به هيچ چيز كاستى پذير نيست. پايان پايانهاست. پايان شعبدههاى زندگى است. مرگ پايان زبان است.
و اگر مرگ نبود ، دست ما در پي چيزي مي گشت .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 10:13  توسط فردین.ط
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 9:47  توسط فردین.ط
بازگشت همه به سوی خداست
" آقای سرابی" همیشه باروی خوش و ادب کامل با همه رفتار می کرد.
جای او واقعا میان همکاران خیلی خالیست ...
جای او و خنده هایش، شوخيهايي که همکاران با او داشتند
بخصوص زماني که استقلال و پرسپوليس مسابقه مي دادند .
ادب و شادي که همواره با او بود از يادمان نمي رود، آقاي سرابي از يادمان نمي رود!
اين ضايعه رابه خانواده محترمش ، بخصوص پدر و مادر ارجمند و خانواده داغديده همسرش تسليت عرض مينمائيم.
ما راشريک غم خود بدانيد.
باوفا
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:29  توسط فردین.ط
سانحه رانندگي جامعه خبرنگاران را باز هم عزادار كرد.رضا سرابي، گرافيست و رئيس دفتر پخش اخبار چندرسانهاي واحد مرکزي خبر، به همراه همسر محترمهاش در سانحه رانندگي جان به جان آفرين تسليم کرد.
تابناك اين ضايعه دردناک را به خانوادههاي سوگوار و محترم ايشان تسليت عرض مينمايد.
فردین طاهری
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:17  توسط فردین.ط
باورم نمی شود که رفته ای

امروز صبح که به محل کار آمدم تصویر دوست و همکارم رضا سرابی را دیدم و اعلامیه ترحیم ایشان؛ باور نکردنی بود انگار خواب بودم يعني امکان دارد کسي که دو روز پيش با من و همکاران صحبت ميکرد و از سفرش مي گفت الان بين ما نباشد؟
حتی وقتی به بهشت زهرا رفتم و یا وقتی که پیکر آن مرحوم را در درون قبر قرار دادن باور نکردم انگار همین الان بود که می گفت می خواهم بروم شمال و از آنجا بروم اردبیل .
نفر بعدی کیست که در کمال تعجب از میان ما برود ؟ آيا ما هنوز هم نسبت به هم بي تفاوتيم؟
رضا سرابی شش ماه بيشتر نبود که ازدواج کرده بود . و این شاید قرار بود سفری خاطره انگیز برای زوج جوان باشد اما در جاده آستارا به اردبیل تقریبا ۸ کیلومتری اردبیل با یک دستگاه کمباین برخورد می كند و متاسفانه اين سفر آخرت اينزوج جوانمي شود.
ما انسانها قدر یکدیگر را نمی دانیم و وقتی دوستی یا عزیزی از بینمان می رود تازه میفهمیم چه شده آنهم برای چند روز نه همیشه و دوبار مشغول تکرار اشتباهات و ....

شايد درميان ما همكاران و دوستان و حتي خانواده اش باشندكساني كه در حق رضا كوتاهي يا بدي كرده اند اما الان ديگر فرصت جبران ندارند رضا از بين ما رفت و انشاء الله كه مورد رحمت خدا قرار گيرد وبا همسرش قرين رحمت خدا باشد اما بياييد كمي به خود و اطرافيانمان فكر كنيم و ....
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است
فردین طاهری
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:11  توسط فردین.ط